داستان عشق بزرگ ستاره فوتبال به همسرش


پول هنگفت انتقال فیلیپه کوتینیو به بارسلونا توجه جهانیان را به خود جلب کرد. اما این ماجرای ازدواجش با همسرش «آینه» بود که به عنوان «داستان عشق بزرگ» نوکمپ معروف شده است.

همه زندگی

تقریباً در تمام مراحل زندگی‌اش از واسکوداگاما گرفته تا لیورپول و اینتر و بارسلونا و استون‌ویلا، این دو نفر با هم بوده‌اند. حتی دوران کوتاهی که مرد ۱۴۵ میلیون پوندی به عنوان بازیکن قرضی به اسپانیول فرستاده شد و از همسرش دور بود هم باعث نشد کوچکترین خِللی به رابطه‌شان وارد شود و زندگی این زوج از مسیر درستش خارج شود.

هم‌تیمی سابقش لیونل مسی در سال ۲۰۱۷ طی مراسم باشکوهی با عشق دوران کودکی‌اش آنتونلا روکوسو در زادگاهش آرژانتین ازدواج کرد و لوئیس سوارس هم زمانی که بازی در ناسیونال را شروع کرده بود از عشقش سوفی دور مانده بود. این روند داستان‌های عاشقانه آمریکای جنوبی با فیلیپه ۲۹ ساله و آینه ۲۸ ساله ادامه پیدا کرد. این زوج در سال ۲۰۰۷ زمانی‌که کوتینیو تنها ۱۴ سال داشت با هم آشنا شدند و در پایتخت برزیل ریودوژانیرو با هم بزرگ شدند. یکی از دوستان مشترک‌شان این دو را در مهمانی به هم معرفی کرد و از آن زمان با هم دوست شدند و در خانه با مادر فیلیپه اسمرلدا و پدرش ژوزه زندگی کردند.

ترک تحصیل برای همراهی

آینه با او به سفر می‌رفت و تمام بازی‌ها را از نزدیک تماشا می‌کرد. فیلیپه در سال ۲۰۰۸ با اینتر قرارداد بست و بعد برای دو فصل به واسکوداگاما برگشت. گفته می‌شود که وقتی فیلیپه در سال ۲۰۱۰ به ایتالیا برگشت آینه درسش را ول کرد و با او رفت. آن‌ها در سال ۲۰۱۲ که کوتینیو به عنوان بازیکن قرضی برای مدت کوتاهی به اسپانیول رفته بود، مجبور بودند از هم جدا بمانند اما همان سال با هم ازدواج کردند. وقتی فیلیپه در سال ۲۰۱۳ با لیورپول قرارداد بست با همسرش به آنجا نقل مکان کرد. اگرچه تقلای این مهاجم برای ورود به تیم اصلی به این معنی بود که آینه باید در کنار بقیه روی سکوها می‌نشست و بازی عشقش را تماشا می‌کرد.

داستان عشق بزرگ ستاره فوتبال به همسرش

ازدواج و ۳ فرزند

این زوج حالا سه فرزند دارند؛ دختران‌شان ماریا و اسمرلدا و پسرشان فیلیپه جونیور. ستاره برزیلی عشقش به عزیزانش را با خالکوبی نام آینه، مادرش، پدرش و دو برادرش بر روی بازوی دست چپش نشان داد. او در مورد همسرش گفت: «آینه نقش خیلی مهمی در هر کاری که من انجام می‌دهم ایفا می‌کند. ما با هم درس نخواندیم و دوستان مشترک نداشتیم به جز یک نفر که مهمانی گرفته بود و هردو به آنجا رفتیم و با هم آشنا شدیم. کنار هم نشستیم و مدت طولانی صحبت کردیم. ما از یک محله بودیم و از آن زمان بیشتر و بیشتر همدیگر را دیدیم و با هم بیرون می‌رفتیم و رابطه‌مان عمیق‌تر و قوی‌تر میشد.»

او اکنون هر گلی که میزند را به آینه تقدیم می‌کند و به سمتی که او نشسته بوسه می‌فرستد. از حالا به بعد بیشتر انتظار دیدن لبخندهای آینه را در جایگاه ویلا پارک داشته باشید.

۲۵۶ ۲۵۱


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.